قطعه ناتمام

مهدی فاتحی
کیشلوفسکی بعد از مهاجرتش و فیلمهایی که سال نود به بعد ساخت کمی از شعارزدگی ده فرمان خارج شد و  مثلا در فیلمهای آخرش مثل سفید( که به نظز من از هر نظر ضعیف ترین فیلمش به حساب می آید) و قرمز که فیلمنامه خوبی دارد سرنوشت و نیرویی ناشناخته را جایگزین یهوه انتقامجو کرد  و البته بعد از آن عمرش کفاف نداد شاید که نرم تر و مدرنتر هم می شد. اما به نظر من فیلم آبی ( بهترین کار اوست) از قالب شعاری و ایدئولویک و سرنوشت محتوم بیرون است و قطعه ناتمام و اصلی کارهای اوست که می توانست او را به فیلمسازی بزرگ تبدیل کند.

» Read more

فیل در خیابان

علی صدر
کیشلوفسکی نه اهل به تصویر کشیدن وصال‌های آتشین بود و نه به پایان خوش علاقه‌ی چندانی داشت. بیش از هر چیز درگیر اتفاق‌ها، یا به تعبیر خودش “تله‌های تمدن” بود. وقایعی که انتظار نداریم اما روی می‌دهند و بسیار بیش از آن چیزهایی که برایشان آماده‌ایم یا نقشه کشیده‌ایم در سرنوشت ما نقش بازی می‌کنند

» Read more