آنچه تن‌آور می‌نمود نسیمی شد و بر باد رفت[1]

نویدِ نسخه‌ای تازه از مکبث کافی بود تا ماه و هفته و روزشمار به کار افتند تا اثر تازه‌ی جوئل کوئن –کارگردان آمریکایی- را بر پرده به تماشا بنشینیم. تا اینجا، بهترین اقتباس نسخه‌ی پولانسکی بود که در میان آثار کارگردان شهیر لهستانی بر صدر نمی‌نشیند اما دست‌کم و تا حدودی حق نمایشنامه را ادا می‌کرد. تبلیغات کوتاه و به غایت هنرمندانه‌ی اقتباسِ تازه، به فواصلی چند هفته‌ای، روانه‌ی اینترنت می‌شد: ترفندی موثر برای تشنه‌تر کردنِ مخاطبانِ بی‌تاب.  آن تیزرهای کوتاه با موسیقی متنی شبیه به ضربات پا یا قدم‌هایی محکم نشان از فضایی به شدت سوررئال، تصاویری چشمگیر و جهانی خیالی می‌داد.

» Read more