گذشته در پیش رو

درباره کتاب زندگی سیاسی رزم‌آرا

مهدی فاتحی

درباره تاریخ گذشته و اتفاقات تکرار شونده بارها گفته شده و خوانده شده. رزم‌ارا فرد شناخته شده‌ای است که زندگی تراژیکش به خصوص در چند ماه نخست وزیری حرف و حدیث‌های زیادی ایجاد کرد. با چپ‌ها سرسازگاری داشت؟ خسرو روزبه را کمک کرد؟ به آمریکا باج می‌داد؟ با انگلیس روابط خوبی برقرار کرده بود؟ همه این‌ها در تاریخ پر از شک و شبه این سرزمین نشان می‌دهد او یک سیاستمدار قابل بود.

از شاخص‌ترین رویکردهایش مخالفتش با ملی کردن نفت یا هر چیز دیگری بود . او معتقد بود یک مجموعه ایرانی یک کارخانه را در عرض چند ماه به ورشکستگی می‌کشاند چه برسد به کار پر زحمت و مهندسی و خاصی مثل چاه نفت،او با بیان اینکه ایرانی جماعت هنوز از پس ساخت یک لولهنگ هم برنمی‌آید فریاد عده‌ای را برانگیخت. او معتقد بود بگذارید حالا که می دانیم نمی‌توانیم بدهیم به انها که می‌توانند تا برای مان بسازند اما در جامعه پر از خرده‌فرهنگ روستا و شهری که در دد سوی متضاد هم قرار دارند حقیقت و صراحت می‌تواند به قیمت جان تمام شود.

ترور شاه،قتل هژیر،قتل کسروی،قتل رزم‌آرا و…همه با اعتراف و اعلام فدائیان و حمایت جبهه ملی صورت می‌گرفت اما واکنش دستگاه حاکمیت به این وقایع انقدر ضعیف و بزدلانه بود که در نهایت به فاجعه انجامید. کمتر جایی در تاریخ می‌بینیم در یک فاصله چند ساله از نخست وزیر تا وزیر دربار و …ترور شوند و حامیانش اعلام کنند و از صاحب قدرت طلبکار هم باشند صاحب قدرت درخواست مصاحبه و همراهی دهد( شاه بعد از ترور از کاشانی دعوت به همراهی و ملاطفت کرد)

وضعیت و شرایط امروز و بحث خودکفایی ملی کردن همه چیز نشان می‌دهد رزم‌آرا چقدر در مسیر درستی بود و جبهه ملی و حامیانش چه خیانت‌ها به ایران و ایرانی کردند و هنوز هم پس از نزدیک یک قرن از آثار آن بنیاد غلط که مصدق و یارانش،چون بقایی بنا نهادند، نصیب می‌بریم.

برای معرفی این کتاب کوتاه شده دو بخش را می‌اورم؛ بخش،سخنرانی رزم‌ارا در مجلس که حاشیه ساز شد و سخنرانی بقایی از رهبران جبهه ملی که نشان می‌دهد این نماینده‌ها و این حزب چقدر با بی اطلاعی و ارتجاع از اندیشه خود دفاع کرده اند :

رزم‌آرا:

“…. وضع کنونی ایران دارای آن قدرت صنعتی نیست که خود استخراج نفت نموده و در بازارهای دنیا به فروش برساند…اقایان شما که یک کارخانه سیمان را نمی‌توانید با پرسنل خود اداره کنید. شما که کارخانجات کشور را به دلیل عدم دانش فنی به صورت فعلی انداخته‌اید و ضرر می‌دهند.با چه کسی،کدام پرسنل می‌خواهید نفت استخراج کنید؟”

مظفر بقایی:

“…انشاله به تفصیل خواهم نوشت تا ثابت کنم با وضعیت فعلی و داشتن مهندسین ایرانی و کارگران با تجربه به آسانی قادر خواهیم بود نفت را اداره کنیم. بعد هم اگر نفت را تصفیه نکنیم چه می‌شود؟ چون همه این حرفها درباره تصفیه نفت است میگویند این نفت شامل پنجاه ماده است که در جهان فقط چند نفر از آن اطلاع دارند…خب ما می‌توانیم نفت خام بفروشیم…این چاه ها ..نفت از ان فوران می‌کند ما تصفیه نشده می‌فروشیم چه ایرادی دارد؟ …به این لوله نفت خداداه کشتی می‌آید کنار بندر ده هزار تن نفت می‌خواهد،یکی دیگر می‌آید سیصد تن نفت می‌خواهد. پولش را میگیریم و می‌دهیم نه تصفیه خانه می‌خواهد نه متخصص…این کاری است که هر ایرانی میتواند ولی به فکر رجال ما نیفتاده…اصلا ما نفت نداشته باشیم.یک بمب اتم بیاید و تمام منابع نفت ما را نابود کند. ای کاش از روز اول نداشتیم. آقایان بیایید این صنعت را ملی کنید ولو آخرش این نفت نابود شود و دست انگلیسی ها کوتاه شود، بهتر است می‌نشینیم با هم زندگی می‌کنیم و به همان کشاورزی‌مان می‌پردازیم….”

قابل ذکر است که مصدق و جبهه ملی خود را مترقی می‌دانستنند و موقع سخنرانی رزم‌آرا مصدق چند بار غش کرد،چند صندلی شکسته شد،چند لیتر اشک ریخت….و ما همچنان دوره می‌کنیم شب را و روز را هنوز را.

مهدی فاتحی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.