کارگاه رمان مهدی فاتحی:یادداشت دوم: رمان محصول آسمانی خالی است

اگر هنوز به چیزی یا کسی ایمان و باور دارید رمان ننویسید(خطرناک ترین تفکر در ذهن بشر):

رمان محصول مدرنیبته و جهانی است که به هر چه تکیه کرد دود شد و به هوا رفت؛دین،ایدئولوژی،مسیح،شکوه،عشق،ایثار شجاعت…اگر هنوز به هر کدام از این ها باور دارید،اگر هنوز در دل جامعه سنتی و تفکر سنتی می اندیشید نمی توانید رمان بنویسید. قصه های عاشقانه و پندآموز،سلحشورنامه و حماسه شاید.رمان از همان ابتدا با تناقض آغاز می شود،با شکست آرمان های بشر،با تنهایی انسان در آسمان و زمین، و یک عرصه خالی که شروع و پایانی ندارد.

قرار نیست در این کارگاه از ابتدا رمان بنویسید و ایراد آن گرفته شود. از تکنیک و علت و معلول و شخصیت زمانی باید حرف زد که ابتدا با یک انسان مدرن و معاصر طرف باشیم. در ابتدا تفکر و عمل و نوع زیستن شماست که نشان از نویسنده شدن یا بودن تان دارد.برای نویسنده شدن باید از بنیاد مدرن و امروزی بود و جور دیگری زندگی کرد. نحوه تفکر پدران و سنت های دیرینه و پوسیده اجدادی تان سد راه نوشتن است. باید کاملا خالی شد و این خالی شدن در تمام زندگی تان و رفتارتان بیرون بزند.

رمان نویسی تخطی از امر معمول زندگی و زیستن است. بدون این تحظی و با محافظه کاری امکان نوشتن رمان نیست. رمان ذاتا قانونمند نیست و انعطاف پذیر است.گونه ای است پرسشگر که دایم خود را بررسی می کند. رمان جای قطعیت و نتیچه گیری نیست. واقعیت موجود در آن تنها یکی از واقعیات های ممکن است شخصیت ها پوسته بیرونی و درونی دارند و پر از تناقض اند انسان ها یا بزرگتر از حد معمول و یا بی دلیل تحقیر شده اند یا هر دو با هم. روایت و گفتگو و صداهای متفاوت تنها با حرف زدن شحصیت ها و دیالوگ درست نمی شوند این در ذات رمان است. آیا شخص با ایمان امکان نوشتن و خلق چنین شرایط و وضعیتی را دارد؟ آیا تخیلش به او اجازه ورود و چنین امکانی را برایش فراهم می کند؟

پس پیش از نوشتن رمان، بیش از پیش در خود جستجو کنید و خانه تکانی کنید از خودتان و زندگی تان،زندگی کنید و خود را محک بزنید.ما انسان های جهان سومی قرن ها از جهان مدرن عقب افتاده ایم و تاریخی پوسیده و چرکی از سنت به ذهن و تفکرمان چسبیده است باید خودتان را تراش دهید ،کتاب بخوانید و بر تجربه زیسته خود اضافه کنید تا آماده رمان نویسی شوید. البته در این فاصله سیاه مشق هایی هم بنویسید و نگه دارید شاید روزی به کار روشن کردن شومینه بیاید.

مهدی فاتحی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.