پلک ماهی

نشر چشمه

پاییز 1395

… سابق جوری نگاهم می کرد که انگار وجود خارجی ندارم و کسانی از کرات دیگر یا جادوگرانی که یک شب از اعماق دریا بیرون آمده اند به او تلقین کرده اند که پسر دارد. آن پدرم را می توانستم لمس کنم. این یکی را نمی توانم. مطمئنم این موجود لرزان را با گریم پیر کرده اند یا با فوتوشاپ. کاری ندارد که. وقتی دهانش را باز می کند تا حالم را بپرسد شبیه یک ماهی می شود که در خشکی به دنبال اکسیژن می گردد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.