پروست منتقد

کتاب ضد سنت بوو پروست شامل دو بخش است. بخش اولیه که انگار پروست سعی می‌کند بخش‌های کوتاهی از رمان خود را در اینجا بیاورد البته با راوی که مشخصا اینجا فردی بزرگسال است( برخلاف رمان در جستجوی زمان از دست رفته یا گمشده که سن راوی هیچ جا مشخص نیست) در این بخش همان روای با همان دغدغه و فضا سازی البته در برش‌های کوتاهی داستانش را روایت می‌کند و البته این بار درباره ادم‌های واقعی و دور و بر خودش.

در بخش دوم ما با پروست منتقد مواجه هستیم که به خصوص سنت بوو،منتقد به نام قبل از خودش را زیر سوال می‌برد و استدلالهای او را بی مایه و غزر قابل قبول می‌خواند. اینکه نویسندگان هر کدام جهانی دارند و مثل نظریه تکامل نمی‌توان از آنها حرف زد. اینکه کسانی که با نویسندگان دوست هستند یا گذران می‌کنند دلیل بر شناخت نویسنده نیستند و اتفاقا منابع جعلی به حساب می‌ایند زیرا که من نویسنده نه در خانه و خیابان و محل کار بلکه در آثارش نمایان است و کسان دیگری باید درباره‌اش حرف بزنند.

پروست در این کتاب معتقد است که بودلر حرفهای زیادی برای گفتن دارد و سنت بوو هیچ چیز از او نمی داند . به نظر پروست نویسنده باید تا قبل از کار افتادن حافظه اش بنویسد زیرا که استعداد همان حافظه است. او معتقد است به قول یوحنا تا روشنایی روز هست باید کار کرد.

آنها که پروست را در جستجو خوانده اند باید این کتاب را بخوانند تا از نزدیکتر با شخصیت پروست آشنا شوند.

شاهد راستی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.