نکاتی درباره‌ی نگارش داستان

حامد حبیبی

پس از خواندن بیش از صد داستان در مرحله‌ی اول سومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی زنو متوجه اشتباهاتی در نگارش بیشتر داستان‌ها شدیم که مدام در آن‌ها تکرار می‌شدند، اشتباهاتی که شاید ناشی از دنیای مجازی و سرعت بالای نوشتن و عجله در انتشار نظرات در این زمانه باشد یا شاید نتیجه‌ی بی‌حوصلگی یا ندانستن. از این رو بر آن شدیم تا این نکات را گوشزد کنیم تا مورد استفاده‌ی نویسندگان قرار گیرد چه بخواهند در مسابقه‌ای داستانی شرکت کنند چه بخواهند رمان یا مجموعه داستان‌شان را به ناشری ارائه دهند:

الف. غلط املایی، جای خالی یک جستجوی ساده

در بسیاری از داستان‌ها غلط‌های املایی بیش از اندازه‌ای به چشم می‌خورد، حتا در یک مورد در داستانی که سرشار از تخیل نویسنده‌ای جوان بود جمله‌ای بدون غلط املایی یافت نمی‌شد. روزگاری بود که یکی از چند مرجع در دسترس، کتاب غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی بود اما این روزها که موبایل از دست دوستان نمی‌افتد می‌توان با یک جستجوی ساده فهمید زغال درست است یا ذغال، زجه یا ضجه، توجیه یا توجیح، قارقار یا غارغار، بذار یا بزار…

پیشنهاد: در واژه‌هایی که بین غین و قاف، ضاد، ظا، ز، ذال یا سین و صاد یا طا و ت شک دارید با یک جستجوی ساده از غلط املایی پرهیز کنید.

ب. فاجعه‌ی استفاده‌ی غلط از «ه» غیرملفوظ   

واقعا برای یک بار هم شده بیایید به این فاجعه پایان بدهیم:

  • «ه» غیر ملفوظ می‌تواند در جملات شکسته جایگزین «است» شود: این علیه (این علی است) یا این کتاب علیه (این کتاب علی است)
  •   «ه» غیرملفوظ نمی‌تواند در ترکیبات اضافی جایگزین «کسره» شود (ای وای!!): این کتابه علیه (صورت درست: این کتاب علیه)
  • یک تبصره: «ه» غیرملفوظ می‌تواند برای اشاره به یک چیز یا آدم خاص استفاده شود: اون یارو احمقه که… اون کتابه بود به من امانت دادی و…

ج. فاجعه‌ی حذف «ه» غیر ملفوظ

این بیماری را کسانی دامن زده‌اند که می‌ترسند استفاده‌ی غلط از ه غیرملفوظ گریبان‌شان را بگیرد و آنها به بیسوادی متهم شوند. این افراد به جای «است» کسره می‌گذارند که تا این دوره و زمانه در هیچ کتاب و مرجع زبان فارسی نمونه‌ای ندارد، مثلا می‌نویسند: این علیِ (صورت درست: این علیه)

پیشنهاد: «ه» غیرملفوظ گناهی ندارد که به کل از زبان حذفش کنیم. «ه» غیرملفوظ دوست ماست، همراه ماست. در جای درست از آن استفاده کنیم.

د. جهان شکسته ی مدرن و معضلی به نام «را» نشانه مفعول

اولین نکته درباره‌ی این «را» ی مادرمرده آن است که تا می‌توانید آن را نزدیک به مفعول استفاده کنید نه این که مفعول بیاید و یک وجب پایین‌تر نشانه‌اش، مثال: سرم که از سنگینی می‌ترکید و موهایم بالایش کشیده می‌شد و روی بالش بود و خیلی وقت‌ها اینگونه بود که ندانم مال من است یا دیگری یا اصلا سر من است یا ته من را خاراندم. (مثال فوق تنها ناشی از تخیل بیمار نویسنده‌ی این مقاله است و به هیچ داستان حقیقی اشاره ندارد. م)  

و اما اصل ماجرای «را»:

اگر می‌خواهید در جملاتی شکسته از «را» استفاده کنید دو راه بیشتر ندارد یا آن را به صورت «رو» بنویسید: اون کتاب رو به من بده.

یا این که به صورت «و» که به کلمه چسبیده باشد: اون کتابو به من بده.

نکته‌ی بسیار مهم: صورت من درآوردی واو که جداگانه از کلمه نوشته شود بی برو برگرد غلط است: اون کتاب و بده. ( این مشکل هم دستپخت دوستان ادب دوست و باسواد و فرهیخته است که در هیچ منبع و کتاب فارسی پایه و اساسی درباره‌ی آن نمی‌توان یافت.) استفاده از ضمه روی مفعول غلط است: اون کتابُ بده.

پیشنهاد: قسم‌تان می‌دهم یا بنویسید کتابو بده یا کتاب رو بده. یا اصلا اگر قرار است از واو جدا یا ضمه استفاده کنید بروید خودتان کتاب را بردارید، یا اصلا قید کتاب را بزنید.

ه. «می» استمراری و «ها» را نچسبانید.

علما معتقدند بین «می» استمراری و «ها» باید نیم‌فاصله گذاشت. نیم‌فاصله در صفحه کلید با گرفتن همزمان کلیدهای کنترل، شیفت و عدد 2 امکان پذیر است. مثال: می‌روم.

پیشنهاد: اگر یادتان رفته و می‌ها را چسبانده‌اید یا به جای نیم‌فاصله بین «می» و قسمت اصلی فعل یک فاصله گذاشته‌اید با دستور ریپلیس (جایگزین) در نرم‌افزار وورد به سرعت همه‌ی نیم‌فاصله‌ها را جایگزین کنید. البته برای این کار دقت کنید؛ مثلا اگر در جمله‌ای داشته باشید: آدمی باید… در صورت استفاده از دستور ریپلیس چون نرم‌افزار وورد ذوق ادبی ندارد آن را به صورت آدمی‌باید می‌نویسد.

و. سجاوندی

– یک اصل اولیه را به خاطر بسپارید. نقطه و ویرگول به آخرین کلمه ی جمله باید بچسبد و از کلمه ی اول جمله ی بعد باید یک فاصله داشته باشد. پس ننویسید: علی آمد.جواد رفت. بنویسید: علی آمد. جواد رفت.

– از ویرگول در مکث‌های کم یا برای جلوگیری از غلط خواندن استفاده کنید. ویرگول دوست شماست.

– از ویرگول زیادی استفاده نکنید.

ز. پاراگراف بندی کنید.

گاهی فشار دادن دکمه‌ی« اینتر» (معادل فارسی اش باید دکمه ی بیا برو توش باشد) و به پایین پرت شدن جمله‌ی بعدی می‌تواند مکثی به داستان شما بدهد که یا گذشت زمان را نشان بدهد یا جایی برای نفس کشیدن خواننده باشد یا بخواهد تغییر مفهوم یا مکان را گوشزد کند یا… 

پیشنهاد: از انگشت‌تان گاهی برای فشار دادن دکمه‌ی بیا برو توش استفاده کنید.

ح. ضمایر ملکی یا نشانه های تر و ترین را بچسبانیم یا نچسبانیم.

در این زمینه هریک از علما نظری دارد و مطمئن باشید ویراستار هر ناشر با توجه به روال مرسوم آن نشر تمام تفکرات شما را برهم خواهد زد.

پیشنهاد: اگر می‌خواهید بچسبانید بچسبانید اگر می‌خواهید نچسبانید نچسبانید. اگر می خواهید بنویسید کتاب‌ش یا کتاب‌اش همه‌جا یک جور بنویسید. مهم این است که در طول داستان‌تان از یک روال پیروی کنید. به شما اطمینان می‌دهیم که ناشر و ویراستارش دو‌ زار اهمیت برای نظر شما قائل نخواهند شد.

تبصره: اگر چسباندن ضمیر ملکی کلمه را از نظر تعداد دندانه با ازدیاد بیش از حد روبرو می‌کند رحم کنید و نچسبانید. مثال: خال گوشتیش. در این موارد خیلی ساده بنویسید: خال گوشتی‌ش یا گوشتی‌اش

ط. همزه یا ی

در این زمینه هم نظرات فراوان است و اگر وارد بحث شوید شاید زنده بیرون نیایید. یا «همزه» بگذارید یا «ی». ولی در کل متن از یک روال پیروی کنید، ناشر محترم خودش بعدها متن شما را به خاک و خون خواهد کشید.

ی. معضلی به نام نخواندن

در زمانه‌ای هستیم که کسی حال و حوصله‌ی خواندن ندارد، اما آیا می‌توان از نویسنده‌ای پذیرفت که داستان خودش را هم حال نداشته باشد بعد از تایپ (معادل فارسی‌اش را نمی‌دانم) یک بار، فقط یک بار دیگر بخواند، غلط‌های املایی، سجاوندی و تایپی‌اش را بگیرد، فونت (معادل فارسی‌اش را نمی‌دانم) و اندازه‌ی آن و فاصله‌ی خط درست و براساس فراخوان مسابقه یا دستورالعمل ناشر انتخاب کند، دقت کند که جملات و پاراگراف‌ها منظم باشند و برخی میان نویس نباشند درحالی که بقیه از دو طرف مرتب شده‌اند.

پیشنهاد: بعد از پایان نوشتن داستان و بازنویسی، یک بار داستان‌تان را بلند بلند برای خودتان بخوانید. این کار باعث می‌شود علاوه بر رفع مشکلات نثری آهنگ جملات را هم بتوانید تصحیح کنید. پس از آن، داستان را بدهید یکی از دوستان‌تان که بیسواد نباشد و در عین‌حال خیلی هم کتابخوان نباشد آن را بلند برای‌تان بخواند تا باز هم اگر مشکلی در نثر، در آهنگ جملات یا در بیان درست جملات هست رفعش کنید.

امیدواریم نکات گفته شده بتواند شکل ظاهری و نگارش داستان‌ها را درست کند، که چه بسیار داستان‌های خوب از جوانانی با تخیل بالا که به خاطر عدم توجه به همین نکات ساده راه به جایی نمی‌برند و خوانده نمی‌شوند.

پی‌نوشت: در همین متن نوشته شده هم می‌توان مشکلات و غلط‌هایی پیدا کرد. فراموش نکنید هدف کم کردن اشتباه است وگرنه به قول بیلی وایلدر هیچکس کامل نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.