نسلی که وارث تاریخ است نه سازنده آن

درباره رمان ‘وای خواهیم ساد’نوشته مهسا محبعلی

شاهد راستی

مهسا محبعلی از نویسندگان توانایی است که مدتهاست در ادبیات داستان نویسی ایران چه در داستان کوتاه ‘عاشقیت در پاورقی’و چه رمان با ‘نگران نباش’ می‌درخشد. او که به تازگی کارهایش به زبان ایتالیایی ترجمه شده است پس از مدت ها درگیری با نشر چشمه برای جلوگیری از چاپ بدون اجازه کارهایش و مشکلاتش با سانسور، رمان آخرش را با ناشری افغان منتشر کرد که به طور زیرزمینی توزیع می شود. حقیقت این است که با بدعهدی‌های ناشرین و حلقه سفت و سخت مافیای ادبی( ناشر،مجله،روزنامه و همه تریبون‌های رسمی) و سانسور و سخت گیری های ارشاد بیشتر نویسندگان برای انتشار کتاب شان رو به ناشرین خارج از کشور آورده اند.

محبعلی در مجموعه داستان دومش که به نوعی معرف کارش شد از نویسنده ای متفاوت که میخواهد حرف دیگری در ادبیات بزند و کلیشه ها را بشکند پرده برداشت. او در رمان “نگران نباش” که استقبال گسترده ای هم از آن شد و می شود درباره زلزله که در پیش است و عکس العمل مردم و تاثیر آن بر شخصیتش نوشت که چگونه شهرِ بی‌نظمی چون تهران در میان زلزله و تکان خوردنِ زمینِ سفت زیر پای شهروندانش تبدیل به آخرالزمانی غیرقابل پیش بینی می‌شود.

او در رمان “وای خواهیم ساد” نویسنده ای به مراتب پخته تر از قبل است که توانایی های ویژه در شخصیت پردازی به خصوص در زنان دارد. او که در این رمان در نبود سایه سانسور راحت‌تر حرفش را می زند توانسته تاریخ و گذشته جامعه ایرانی را با روابط شخصی و خانوادگی گره بزند و نشان دهد چگونه تاریخ یک شهر چون آواری بر سر نسل بعد فرود می‌آید. جهانی که در آن حتی اگر پروانه‌ای،روزی روزگاری، در آن طرف زمین بال زده باشد چگونه سال‌ها بعد در خانه کاشانه نسلی دیگر طوفانی از مصیبت ایجاد می‌کند و نسلی می سازد که تنها وارث تاریخ است نه سازنده آن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.