مقدمه کتاب داستان نویسی نوین:کارگاه داستان دیمون نایت 1

نوشته دیمون نایت

ترجمه مهدی فاتحی

تاریخ انتشار 1386 و 1388

سه دليلی که چرا نبايد اين کتاب را می نوشتم:

1. نويسندگی ياد گرفتنی است نه ياد دادنی.       

2. اگر ياد دادنی هم باشد، شما با خواندن يک کتاب نمی توانید آن را ياد بگيرید.

 3. حتی اگر به اين روش هم ياد بگيرید، ممکن است با آموزش زيادی درباره پرداخت، ابتکارتان را از دست بدهيد.

اين سه دستوريکديگر را نقض می کنند،اما به نظر من، قسمتهايی از آن درست است؛اين درست است که اگر شما می خواهيد داستان نويسی را ياد بگيريد بايد بنويسيد، واينکه فقط با پيروی کردن از مجموعه ای از دستورات،نمی توان داستان کوتاه خوبی نوشت، مثل چيدن اشياء و لوازم درمنزل، ديگر اينکه بعضی مواقع بدون آگاهی، بهتر می توان کار کرد.

اگر سالها پيش به من می گفتيد نويسندگی ياد دادنی نيست،بی تفاوت می پذيرفتم، و به ياد دادنی بودن يا نبودن آن توجه نمی کردم، چون من هم مثل خيلی از نويسندگان حرفه ايی که می شناختم نويسندگی را بدون هيچ قاعده و آموزشی ياد گرفتم و نمی دانستم که تا به حال  چطور نوشته ام،  و نمی توانستم به کسی بگويم که چطور بنويسد. تا اينکه در دفتری در نيو يورک شروع به کار کردم که درآنجا داستانهای ارسالی را می خواندم و برای نويسندگانشان توضيح می دادم که چرا داستان های خوبی نيستند. ايراد بيشتر کارها ضعف درپيرنگ و شخصيت پردازی بود، نکاتی که خودم در حين نوشتن به کار نمی گرفتم، و نمی توانستم روش و قاعدهء ثابتی برای نوشتن به آنها توصيه کنم. من در حين نوشتن چيزهايی ياد گرفته بودم که بعضی از آنها درست نبود مثل اينکه هر داستان اسکلت پيرنگ دارد يا حتی هر داستانی پيرنگ دارد.

وقتی من و همسرم در سال 1968 شروع به آموزش نويسندگی کرديم هر دو با تجربه بوديم، اما هيچ کدام از ما تنها به آموزش ابتدايی قانع نشديم. ما فهميديم که اولين کاری که بايد انجام دهيم سخت ترين کار هم هست، در واقع فهميدن اينکه دانشجو چه چيزی را نمی داند. مثلا” تعدادی از آنها تا به حال درمورد زاويه ديد چيزی به گوششان نخورده بود و تعدادی در مورد پيرنگ،بطوريکه دانشجوئی می گفت من فکر می کردم داستان يک دسته چيزهای مورد علاقه و شاد کننده است. مرحله بعدی تحليل زاويه ديد و پيرنگ و غيره است که  قبلا” مجبور به آموزشِ بعضی از آنها نبوديم. در کارگاه ما فقط می توانستيم بعضی از روشهای آموزشی را استفاده و تمرين کنيم. اين کلاسها سال به سال ادامه پيدا کردند، تا به امروز که در دانشگاه ميشيگان همراه با دانشجويانم برگزار می شود.

تصور کنيد تکنيک نويسندگی آموزش دادنی باشد، پس آيا بايد نويسندگان آموزش ببينند؟ فکر نمی کنم سوال بيهوده ايی مطرح کرده باشم زيرا نويسندگانی را می شناسم که از ترسشان هيچ وقت نتوانستند يا نخواستند بنويسند، چون هميشه در باره مراحل کار فکر می کردند. من مطمئنم که بعضی از خوانندگان اين کتاب بطور نا آگاهانه اين مراحل را در ذهنشان می گذرانند، بنابراين چرا آنرا بطور آگاهانه آموزش ندهيم. گذشته از اين مسايل، مردمی که در طول سالها امکان نويسندگی برای شان فراهم نباشد، مثل کسانی خواهند بود که مدتها امکان روابط جنسی نداشته اند.

عليرغم نداشتن منافع اقتصادی و آينده مطمئن در نويسندگی و با وجود اينکه نويسندگی يک فعاليت غير اجتماعی است، هنوز هم افراد زيادی علاقمند به ياد گيری آن هستند. به همين خاطر من در اينجا  سعی می کنم نکاتی را به شما يادآور شوم که شايد تا به حال از کسی نشنيده باشيد. ولی اين کتاب هم مثل همه ی کتابهای ديگر پيغامی در بطری است و من  هميشه توی بطری خواهم بود، اما می توانم حدس بزنم که شما هم شخصی هستيد که بطری را باز می کنيد و پيغام را می خوانيد و موقعی که درباره ی من فکر می کنيد چهره تان را در کلاسم می بينم، یعنی هر جايی که آموزش می دهم کارگاه نويسندگی من است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.