سینمای فاسبیندر: از شرم تاریخی تا بدن‌هایی که سرنوشت می‌سازند

.

فاسبیندر فیلمساز بی نظیر و موج نو آلمانی نیاز به معرفی ندارد و میتوان مستقیم رفت سر آنچه که او به سینما اضافه کرد و چیزی که ما میتوانیم از آن یاد بگیریم.

فاسبیندر با شرم از تاریخِ آلمان و با اندوه از نگاه پر از تحقیر مردمش نسبت به اقلیت ها می گوید.در دو فیلم ‘علی: ترس روح را می خورد’ و #تاجرچهارفصل بیشتر به این ویژگی می پردازد که نژادپرستی و برتری ژرمن نه در تاریخ نازی بلکه ویژگی آلمانی بودن است.نگاه موشکافانهِ تاریخی و منتقدانه به تاریخ و مردمش، او را مطرود همه کرد تا به الکل و سکس و مخدر پناه برد و در میانسالی مُرد ولی توانست با همین عریان کردن جامعه آلمانی به شناخت بیشتر و شاید بهبود وضعیت کمک کند( این راهِ بهبود بخشیدن به شرایط اجتماعی است نه برخورد ایرانشهری عده ای و توهمات آریایی تبار و قهرمان پروری)
در تاجر چهار فصل مردی کوتاه قامت و با ظاهری نه چندان ژرمن، هم مورد بی مهری خانواده و مادرش است هم معشوقش و هم تحقیر بی عشق همسرش و همشهری هایش.او هر بار از آنها ضربه میخورد و تنها راهش پناه بردن به عزلت و میگساری تا سر حد مرگ است.بدنش تنها عنصر گویای هویت اوست و همه تلاشش برای پذیرفته شدن توسط جامعه ای که به آن تعلق دارد بی معنی می شود.در ‘علی ترس روح را می‌خورد’ بدن پر از عضله و سیاه علی تنها برای عشقبازی معشوق پیرش و اسباب کشی همسایگانش ارزش است و پرفایده، ولی در اعماق ذهن شان او ارزش وجودی پایینی دارد.
چند سال پیش دوستی کاوه نام که به آلمان رفت و آمد میکرد از حیرت زدگی صاحبخانه ژرمن اش می گفت که وقتی دید او در دانشگاه درس می خواند به زنش سخت نمی گیرد حسابی از او خوشش آمد(چقدر این آدم ساده نگر مرا به یاد علی فاسبیندر انداخت اما علی که برخلاف کاوه به حقیقت بدنش و نگاه همسایه اش واقف بود) به او گفتم من هم حیرت زده می شوم وقتی کودک خردسالی را می بینم که پیانو میزند یا کارگر افغانی که ادیت پیاف گوش می کند.این حاصل نگاه تحقیر آمیز یک آلمانی به توست نه تاییدش. حاصل نگاهی است که از یک خاورمیانه ای سبزه و کوتاه قد به عنوان نژادی پست و ناتوان توقع کار بدنی و عمل انتحاری دارد(البته من با این کلامم دیگر این دوست خیالپردازم را ندیدم!اما حقیقت سرجایش است)
سینمای فاسبیندر در تکنیک هم به روش خودش عمل می کند جایی برای غرق شدن در درام فیلم نیست و دایم با حرکت دوربین و بازی مصنوعی بازیگران فاصله گذاری برشتی را رعایت می کند تا با نگاه مارکسیستی و متعهدش به هنر، به مخاطبش بگوید که از خیال سینما خالی شو و به آنچه در لا به لای تصاویر نهفته فکر کن شاید که ما آدم های بهتری شدیم

مهدی فاتحی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.