جنگ به پایان می‌رسد اما کابوس نه

درباره فیلم come and see یا بیا و بنگر آخرین ساخته الم کلیموف
جنگ روسیه و اوکراین هنوز تمام نشده تصاویری از جنایات روسها منتشر شده البته نه از تاریکخانه‌ها بلکه از ویرانه‌ها. اما جنگ‌چهره کریه‌تر و وحشتناک‌تری دارد جایی که دوربینی برای ثبت نیست و فقط در خاطر بازماندگان می‌ماند و یا با مردگان دفن می‌شود.
تصاویر این فیلم هنگام شادی و تجاوز و غرورِ نازی‌ها هنگام فتح روستا و لت و پار شدن‌شان بعد از مقاومت پارتیزانها، جنگ اوکراین را به یاد می‌اورد.اما در این میانه چه برجا مانده و چه گذشته در این فاصله تاریک؟
این فیلم از همین تاریک‌خانه‌ها حرف میزند،از انسان‌های ویران شده،کودک پیر شده،دخترک تجاوز شده،مادر داغدار و تن‌هایی که زنده زنده در آتش می‌سوزند و خاکستری از انها مانده.. و چه کسی می‌داند که جنگ با انسان چه می‌کند؟
فیلم “بیا و بنگر” با اسم اصلی هیتلر را بکش،سال ۱۹۸۵ ساخته شده ( به کارگرداتی الم کلیموف که بعد از این فیلم دیگر هیچ فیلمی نساخت) و درباره جنایت نازی‌ها در بلاروس است هنگام حمله به شورروی ۱۹۴۳. شوروی در آن زمان بیشترین مرگ و میر نیروهای غیرنظامی را داشت و بلاروس از همه مناطق بیشتر( یک چهارم جمعیت بلاروس کشته شدند)
فیلم از نظر تصویر، صدا و قاب‌،بازی و کارگردانی بینظیر و البته گاه از شدت تراژیک آزاردهنده است. بسیاری از صحنه ها و صدا و ادوات جنگی واقعی است و بازیگر اصلی که پسر نوجوانی است غیر بازیگر است. او در ابتدای فیلم زیر ماسه‌ها اسلحه‌ای پیدا می کند و به نیروهای مقاومت علیه نازیها میپیوندد و …
از صحنه‌های مبهوت کننده فیلم: سوزاندن اهالی روستا و بچه‌ها در کلیسایی است که پناه گرفته‌اند( تصاویر سوختن زنده زنده کودکان،اتش زدن روستا، مردگانی که پشت دهکده روی هم ریخته‌اند…)پسری که در انتهای فیلم با دیدن جنگ و شاهد این وحشیگری بودن به پیرمرد موسفیدی تبدیل گشته،تصاویر تاریخی هیتلر و تیراندازی به او مگر به چهره کودکیش در انتهای فیلم.
با دیدن این فیلم خواهید دانست که جنگ فقط خبر خبرگزاری‌ها نیست. مقاومت بلاروس در مقابل نازی‌ها به نتیجه رسید اما با چه هزینه‌ای؟ و اوکراینی‌های امروز چه کشیدند و انها که ماندند چه بر سرشان رفت؟
در انتهای فیلم با رفتن ماشین و نظامیان نازی‌ها از بلاروس کامیون‌ کمونیستها و پارتیزانها به شهر وارد می‌شوند تا نشان دهد جنگ را پایانی نیست و مردم تنها از کابوسی به کابوس دیگر پناه می‌برند.

مهدی فاتحی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.