با موهای قرمز بلند می‌شوم

نوشته گلسا سهرابی

برنده جایزه بهترین داستان دور سوم و برنده تندیس جایزه زنو

هرزه بودن تجربه‌­ی عجیبی‌ست، مخصوصا اگر هرزه‌­ی حرفه‌­ای نباشی. خانه­‌ی من مدتی­ست جای قشنگی با دیوارهای سوخته است. جایی­که هر رنگی بزنی بعد از دو روز می‌­سوزد و می‌شود رنگ سوخته‌­ای. سگ هم دارم یعنی دارند ولی بیشتر پهلوی من است. بی عرق‌سگی. بلفی. کتک نمی­خورد. بچه که نباید هرجا بشاشد. خوب ولی بلفی می‌شاشد. و خب، کتکی هم نمی‌خورد. بشاشد. مهم نیست برایم. مهم بود تا وقتی تصمیم گرفتم به یک هرزه‌­ی حرفه‌­ای تبدیل شوم. آن شب چشم­هایش را دوبار باز کرد. موهایم را نوازش کرد. صورتم روی بالش بود. از اینکه دسته­ای موهایم را از ریشه بگیرد بکند نمی‌ترسیدم. می‌دانستم فکرش را. فکر می‌کرد اگر این دختر یک هرزه نیست پس چیست؟ فکرها را وقتی چشم­ها یک­هو باز می‌­شوند، صورتم روی بالش است و موهایم نوازش می‌شوند می‌دانم. این داستان من است. یک هرزه‌ی ناحرفه‌­ای که به یک هرزه‌ی حرفه‌ای تبدیل می­شود و خوب می‌دانم سوالی که شاید برایتان پیش بیاید این است؛ هرزه‌ی حرفه‌­ای دیگر چیست. هرزه هرزه‌ست خب. فرقش را همین اول روشن می‌­کنم که اگر می‌خواهید داستان را برای پیدا کردن جواب بخوانید نخوانید. شاید بهتر باشد. فرق هرزه‌­ی حرفه‌­ای با ناحرفه‌ای این است. هرزه‌ی حرفه‌­ای ارضا می­شود. می‌­داند که چطور هرزه باشد و با هر آلتی، هر اندازه‌ای، هر شکلی، هر رنگی، هر حسی، هر بویی و هر متعلقاتی ارضا شود. و البته فرق اصلی من با بقیه‌ی هرزه‌­های حرفه‌­ای سفر است. من در هرجا شاید باشم. شاید هم نه.

متن کامل را در تلگرام و اینترنت جستجو کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.